الشيخ السبحاني

75

مربى نمونه (تفسير سوره لقمان) (فارسى)

كُلُّ مَدِينةٍ إلى عَمُودٍ مِنْ نُورٍ « 1 » ؛ اين ستارگان كه در آسمانند ، شهرهايى هستند مانند شهرهاى روى زمين و هر شهرى با شهر ديگر ، با ستونى از نور مربوط مىباشد . » روى اين نظر بايد ديد منظور از ستونهاى نامرئى كه ستارگان را از سقوط واصطكاك حفظ مىنمايد چيست . آيا جز آن نيروى مرموز ناپيدايى است كه نيوتن ودانشمندان ديگر ، نام آن را « جاذبهء عمومى » نهاده‌اند ، وعبارتى رساتر وهمگانىتر از « ستون نامرئى » مىتوان پيدا كرد ؟ قرآن در رساندن اين حقيقت علمى ، تعبيرى را انتخاب نموده كه در تمام ادوار ، براى بشر قابل درك وفهم باشد ، حتى در آن دورانى كه بشر به واقعيت اين ستون نامرئى پى نبرده بود ، از اين عبارت مىفهميد كه اين كاخ بىستون ، ستونهايى نامرئى دارد كه بسان ستونهاى عمارت ، اين‌كاخ برافراشته را حفظ مىنمايد . قرآن مجيد در آيات ديگر نيز به وضع آسمانها و زمين اشاره كرده آن‌جا كه مىفرمايد : « إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمواتِ وَالأَرْضَ أَنْ تَزُولا ؛ « 2 »

--> ( 1 ) . سفينة البحار ، ج 2 ، ص 574 ؛ وقريب به همين در مجمع البحرين ، مادهء كوكب وارد شده است و به جاى جملهء عمود من نور ، عمودين من نور ، و ممكن است منظور از عمودين ( دوستون ) همان دو قانون نيروى جاذبه وگريز از مركز باشد . « مجمع البحرين ، ص 132 » . ( 2 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 41 .